سومالی لند

کابوس فعال‌سازی یمن در جنگ آینده، رژیم صهیونیستی را به فرار به جلو در شاخ آفریقا کشانده است. همکاری با سومالی‌لند، تلاشی نومیدانه برای ایجاد سپر جنوبی است، اما این بازی نیز به این رژیم کمک نخواهد کرد.

سرویس جهان مشرق - در میان آتش‌افروزی‌های پیوسته در غرب آسیا و تلاش مذبوحانه رژیم صهیونیستی برای خروج از انزوای راهبردی، اخبار و قرائن از تشدید یک همکاری امنیتی و نظامی غیرمنتظره اما ژئوپلیتیک حساب‌شده پرده برمی‌دارد؛ هم‌پیمانی تل‌آویو با منطقه خودمختار سومالی‌لند. این رابطه که تا پیش از این در پرده‌ای از ابهام و تکذیب‌های رسمی پنهان بود، اکنون با گزارش‌هایی مبنی بر انتقال نیروها و ارائه آموزش‌های ویژه نظامی، وارد فاز تازه‌ای شده است.

بیشتر بخوانید:

سومالی‌لند و پروژه جدید رژیم صهیونیستی در منطقه/ چرا ناگهان نتانیاهو چند قبیله را به رسمیت شناخت؟

اهداف سه‌گانه ژئوپلیتیکی اسرائیل از شناسایی سومالی‌لند

به رسمیت شناختن سومالی‌لند، فرصتی نظامی مهمی برای اسرائیل مهیا می‌کند

شناسایی یا معامله امنیتی؟ پشت‌پرده رابطه اسرائیل و «سومالی‌لند»

اما پرسش اساسی اینجاست که آیا این بازی جدید در شاخ آفریقا می‌تواند معادله قدرت را در نبرد گسترده‌تر با محور مقاومت تغییر دهد؟ پاسخ، با نگاهی عمیق به ژئوپلیتیک منطقه و ظرفیت‌های واقعی طرفین، روشن است: این تاکتیک از سر استیصال، در نهایت قادر به موازنه‌سازی راهبردی در برابر محور مقاومت نخواهد بود.

تشدید همکاری نظامی و امنیتی سومالی لند و رژیم صهیونیستی در میان تحولات منطقه

ابعاد ژئوپلیتیک همکاری؛ تنفس مصنوعی برای رژیم محاصره‌شده

برای درک منطق این همکاری، باید نقشه را از فلسطین اشغالی تا باب المندب گسترش داد. رژیم صهیونیستی که همواره «امنیت مرزهای خود» را به عنوان دکترین نظامی معرفی کرده، اکنون خود را در محاصره راهبردی جبهه‌ای یکپارچه می‌بیند که از غزه و لبنان تا یمن و عراق امتداد دارد. عملیات‌های موفق انصارالله یمن در دریای سرخ و باب‌المندب، که عملاً یکی از حیاتی‌ترین شرایان اقتصادی رژیم صهیونیستی، یعنی بندر ایلات، را به حالت کما فرو برده، یک زنگ خطر تاریخی برای تل‌آویو به صدا درآورده است.

در این شرایط، سومالی‌لند با برخورداری از ۸۵۰ کیلومتر نوار ساحلی در کرانه جنوبی خلیج عدن و باب‌المندب، به یک گنجینه ژئواستراتژیک تبدیل می‌شود. استقرار پایگاه‌های شنود الکترونیک، پهپادی و حتی دریایی در این منطقه، امکان نظارت بر تنگه باب‌المندب از ضلع جنوبی را فراهم کرده و رژیم صهیونیستی که تاکنون فقط از مسیرهای شمالی می‌توانست علیه یمن و محور مقاومت جاسوسی یا عملیات کند، اکنون همکاری با سومالی‌لند به او و ارتش تروریستی آمریکا و دولت صهیونیستی ابوظبی اجازه می‌دهد از جنوب هم این کار را بکند.

تشدید همکاری نظامی و امنیتی سومالی لند و رژیم صهیونیستی در میان تحولات منطقه

گزارش‌ها از آموزش‌های ویژه به نیروهای محلی برای تأمین امنیت این تأسیسات و احتمالاً مشارکت در عملیات‌های اطلاعاتی، بخشی از پازل ایجاد یک «سکوی دفاعی پیش‌ران» در برابر موج‌های ضربتی محور مقاومت است. این فراتر از یک همکاری مستشاری ساده و در واقع تلاشی برای دوردست‌سازی میدان نبرد و عقب راندن آتش از مرزهای فلسطین اشغالی به عمق جغرافیای جهان اسلام است.

سومالی‌لند؛ شریکی تحت فشار در جست‌وجوی شناسایی

برای سومالی‌لند، این رابطه تنها نظامی نیست. این منطقه که از سال ۱۹۹۱ به‌طور یکجانبه اعلام استقلال کرده، با وجود برخورداری از ثبات نسبی، هنوز توسط هیچ کشوری به رسمیت شناخته نشده و در عطش دیپلماتیک شدیدی به سر می‌برد. رژیم صهیونیستی، با نقض آشکار حاکمیت ملی سومالی و زیر پا گذاشتن قوانین بین‌المللی، از این ضعف به عنوان اهرمی برای خرید نفوذ استفاده می‌کند. وعده شناسایی احتمالی، کمک‌های اقتصادی و فناوری‌های امنیتی، بهایی است که در ازای واگذاری خاک و آسمان سومالی‌لند برای پیشبرد اهداف نظامی صهیونیست‌ها پرداخت می‌شود.

این معامله خطرناک اما برای نخبگان سومالی‌لند تبعات داخلی و منطقه‌ای سنگینی خواهد داشت. دولت فدرال سومالی این اقدام را خیانت و نقض صریح تمامیت ارضی خود می‌داند و کشورهای حوزه جهان اسلام (غیر از رژیم ابوظبی) نیز ورود یک پایگاه صهیونیستی به قلب شاخ آفریقا را به‌عنوان دشنه‌ای در پهلوی امنیت جمعی تلقی خواهد کرد.

تشدید همکاری نظامی و امنیتی سومالی لند و رژیم صهیونیستی در میان تحولات منطقه

آموزش‌های مخصوصی که گزارش شده به نیروهای منتخب داده می‌شود، بیش از آنکه ارتش سومالی‌لند را حرفه‌ای کند، آن را به مهره‌ای در بازی خطرناک بقای رژیمی تبدیل می‌کند که با خصومت ذاتی خود با امت اسلامی تعریف می‌شود. این نیروها نه برای دفاع از سرزمین خود، که برای حفاظت از منافع نامشروع یک قدرت اشغالگر آموزش می‌بینند.

بستر تحولات جاری: از جنگ رمضان تا آتش‌بس شکننده و تداوم تقابل راهبردی

برای فهم منطق سرمایه‌گذاری پرخطر رژیم صهیونیستی در سومالی‌لند، باید نگاه را به تحولات میدانی اخیر انداخت؛ درگیری‌ای که به «جنگ رمضان» موسوم شد. برخلاف تصورات تحلیلگران، یمن وارد جنگ مستقیم نشد و مقاومت لبنان و عراق در کنار ایران وارد معرکه شدند.

اما آنچه تل‌آویو را به وحشتی استراتژیک فرو برد، نه آنچه در رمضان اتفاق افتاد، که کابوس آنچه اتفاق نیفتاد بود: فعال‌سازی یمن. در تمام طول درگیری، این پرسش کابوس‌وار بر سر رژیم صهیونیستی سنگینی می‌کرد که اگر انصارالله یمن تصمیم می‌گرفت از جنوب وارد معرکه شود و باب‌المندب را به طور کامل مسدود کند، چه مشکلات و چالش‌های جدی برای این رژیم رخ می‌داد. این وحشت، ریشه در یک واقعیت تلخ راهبردی دارد: رژیم صهیونیستی در برابر حزب‌الله و نیروهای عراقی، «عمق دفاعی» دارد، اما در برابر یمن، هیچ لایه حائلی وجود ندارد. بندر ایلات، حیاتی‌ترین شریان جنوبی اقتصاد رژیم، کاملاً در تیررس موشک‌ها و پهپادهای یمنی قرار دارد.

تشدید همکاری نظامی و امنیتی سومالی لند و رژیم صهیونیستی در میان تحولات منطقه

اکنون و در شرایط آتش‌بس شکننده، وضعیت جنگی میان ایران، آمریکا و رژیم صهیونیستی به هیچ‌وجه فروکش نکرده است. این یک «صلح سرد» نیست، بلکه بازآرایی نیروها و جست‌وجوی جناح‌های جدید برای ضربه‌زدن است. آتش‌بس تنها یک وقفه تاکتیکی است تا طرفین خود را برای دور بعدی بازسازی کنند. در این میان، سوال اصلی در محافل نظامی تل‌آویو این است: در جنگ بعدی یمن دست به چه اقدامات تهاجمی خواهد زد؟

همکاری با سومالی‌لند پاسخ مستقیم به همین کابوس است. رژیم صهیونیستی که از آسیب‌پذیری مطلق خود در برابر یک یمن بالقوه فعال وحشت دارد، به جای تقویت توان دفاعی در ایلات یا یافتن راه‌حل سیاسی، به یک فرار به جلو دست زده: می‌خواهد با ایجاد پایگاه‌های اطلاعاتی و پهپادی در کرانه جنوبی خلیج عدن، پیش از آنکه یمن فعال شود، آن را از جنوب رصد، مهار و در صورت لزوم فلج کند. این تلاشی است برای ایجاد یک «سپر جنوبی» پیش از آنکه «آتشی از جنوب» شعله‌ور شود.

اما پارادوکس ماجرا اینجاست: این تلاش، بیش از آنکه یک موازنه‌سازی علیه ایران و حزب‌الله باشد، یک اعتراف تلخ به شکست در جبهه‌های اصلی است. وقتی رژیم صهیونیستی مجبور است برای دفع تهدیدی که هنوز فعال نشده، به سومالی‌لند پناه ببرد، یعنی در برابر تهدیداتی که همین حالا از لبنان و عراق فعال است، راه‌حل قاطعی ندارد. پایگاه‌سازی در شاخ آفریقا، نوشدارویی پس از مرگِ اعتبار بازدارندگی رژیم است؛ پاسخی ترس‌آلود به کابوسی که هنوز به واقعیت نپیوسته، در حالی که وحشت‌های واقعی، اینک در شمال فلسطین اشغالی می‌دهند.

برای مطالعه بیشتر:

سومالی‌لند و پروژه جدید رژیم صهیونیستی در منطقه/ چرا ناگهان نتانیاهو چند قبیله را به رسمیت شناخت؟

اهداف سه‌گانه ژئوپلیتیکی اسرائیل از شناسایی سومالی‌لند

به رسمیت شناختن سومالی‌لند، فرصتی نظامی مهمی برای اسرائیل مهیا می‌کند

شناسایی یا معامله امنیتی؟ پشت‌پرده رابطه اسرائیل و «سومالی‌لند»

چالش‌های بنیادین یک توازن خیالی

حال پرسش این است: آیا این زنجیره از پایگاه‌ها و نیروهای نیابتی می‌تواند کفه ترازو را به نفع رژیم صهیونیستی سنگین کند؟ تحلیل واقع‌بینانه مؤلفه‌های قدرت نشان می‌دهد که این تلاش‌ها با موانع ذاتی و غیرقابل عبوری روبروست:

۱. آسیب‌پذیری لجستیکی در برابر آتش دقیق: فاصله ۲۵۰۰ کیلومتری سرزمین‌های اشغالی تا سومالی‌لند، یک کریدور لجستیکی شکننده و گران‌قیمت است. در حالی که پهپادها و موشک‌های کروز محور مقاومت، از جمله نیروهای مسلح یمن، بُرد و دقت لازم برای هدف قرار دادن تأسیسات ثابت و شناور در هر نقطه از این مسیر را دارند. یک پایگاه در سومالی‌لند، برخلاف پایگاه‌های مخفی و زیرزمینی محور مقاومت، یک هدف بزرگ، ثابت و به‌شدت آسیب‌پذیر است که تأمین امنیت آن به نیرو و هزینه هنگفتی نیاز دارد.

تشدید همکاری نظامی و امنیتی سومالی لند و رژیم صهیونیستی در میان تحولات منطقه

۲. عمق استراتژیک در برابر عمق تاکتیکی: محور مقاومت یک شبکه یکپارچه ایدئولوژیک، فرهنگی و مردمی با عمق استراتژیک بومی است. این محور بر پایه میلیون‌ها انسان معتقد و آماده دفاع از آرمان‌ها استوار است. در مقابل، رابطه با سومالی‌لند یک اتحاد تاکتیکی، شکننده و بر اساس منافع موقت و نخبگان محدود است. این رابطه نه بر پایه یک باور اجتماعی گسترده، که بر ویرانه‌های فقدان شناسایی بین‌المللی و تطمیع اقتصادی بنا شده است. اگر روزی معادلات سیاسی تغییر کند، این پایگاه‌های نظامی به تله‌هایی مرگبار برای نیروهای صهیونیستی تبدیل خواهند شد.

۳. واکنش خصمانه جمعی: چنین حضوری، به‌جای ایجاد امنیت، جبهه‌ای جدید علیه رژیم صهیونیستی و هم‌پیمان محلی‌اش می‌گشاید. این اقدام کاتالیزوری برای اتحاد گروه‌های جهادی، ملی‌گرا و نیروهای وفادار به دولت مرکزی سومالی علیه این حضور بیگانه خواهد بود. به‌جای یک حیاط خلوت امن، تل‌آویو خود را درگیر یک باتلاق امنیتی جدید در شاخ آفریقا خواهد یافت، منطق‌های که پیشینه طولانی در بلعیدن قدرت‌های خارجی دارد. این یعنی تضعیف جبهه داخلی متمرکز و پرهزینه رژیم و تقسیم منابع روبه‌کاهش آن در چندین جبهه دور از هم.

تشدید همکاری نظامی و امنیتی سومالی لند و رژیم صهیونیستی در میان تحولات منطقه

۴. ناتوانی در مهار موج موشکی و پهپادی: هسته اصلی قدرت محور مقاومت در توان موشکی، پهپادی و نیروی انسانی باانگیزه و پراکنده آن نهفته است. این توانمندی‌ها به زیرساخت‌های عظیم و ثابت وابسته نیستند. یک پایگاه در سومالی‌لند ممکن است بتواند برخی تحرکات دریایی را رصد کند، اما قادر به توقف پرتاب موشک‌های بالستیک از اعماق کوه‌های یمن، یا پهپادهای انتحاری که از کارگاه‌های کوچک و متحرک برمی‌خیزند، نخواهد بود. این یک خطای محاسباتی کلاسیک است: غرب و رژیم صهیونیستی هنوز در توهم مهار آتش با ساخت دیوارهای بزرگ‌ترند، غافل از اینکه این بار، آتش از آسمان می‌بارد.

سرابی راهبردی در دل آشفتگی

تشکیل این محور اعلام‌نشده میان سومالی‌لند و رژیم صهیونیستی، نه نشانه قدرت و ابتکار عمل، که نمود عینی اضمحلال راهبردی و تقلای غریزی رژیمی است که حلقه‌های محاصره را لحظه‌به‌لحظه تنگ‌تر می‌بیند. این یک فرار به جلو، یک مانور انحرافی و جست‌وجوی نومیدانه برای یافتن روزنه‌ای در دیواره‌های سخت و بلند محور مقاومت است.

با وجود هیاهوی رسانه‌ای و هزینه‌های مالی و سیاسی کلان، این همکاری در نهایت نمی‌تواند در برابر محور مقاومت موازنه‌سازی کند. چراکه معادله قدرت در غرب آسیا و فراتر از آن، دیگر بر اساس تعداد پایگاه‌های پنهان یا نیروهای نیابتی پراکنده تعیین نمی‌شود، بلکه بر اساس اراده، ایمان، فداکاری، نفوذ مردمی و فناوری بومی‌سازی‌شده‌ای است که در قلب ملت‌های آزاده منطقه می‌تپد.

تشدید همکاری نظامی و امنیتی سومالی لند و رژیم صهیونیستی در میان تحولات منطقه

محور مقاومت امروز یک قدرت سیال، غیرقابل پیش‌بینی و شبکه‌ای است که اضلاع آن از تهران تا صنعا، از بیروت تا غزه و بغداد، نه با قراردادهای سیاسی شکننده، که با خون شهیدان و آرمان قدس شریف به هم جوش خورده است. در برابر چنین قدرتی، پایگاه‌سازی در برهوت سومالی‌لند، نه یک موازنه‌سازی راهبردی، که تنها سرابی گول‌زننده در دل آشفتگی شکست‌های راهبردی یک رژیم رو به زوال است. تاریخ گواه خواهد داد که مسیر آزادی و پیروزی، نه از گذرگاه‌های ائتلاف با مهره‌های منزوی، که از دروازه‌های مقاومت و ایستادگی می‌گذرد.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

نظرات

  • انتشار یافته: 4
  • در انتظار بررسی: 0
  • IR ۱۱:۴۶ - ۱۴۰۵/۰۳/۱۲
    0 0
    بعد از شکست اسراییل و آمریکا نوبت تصرف منطقه سومالی لند این منطقه جعلی و اسراییل سوم و اسراییل دوم امارات است
  • IR ۱۱:۵۰ - ۱۴۰۵/۰۳/۱۲
    0 0
    کشورها و مناطق خودمختاری که تحت سلطه و مستمره اسرائیل هستند عبارتند امارات متحد عربی و جمهوری آذربایجان و اقلیم کردستان عراق و سومالی لند هستند که باید همزمان با اسرائیل پرونده آنها نیز بسته شوند
  • دلسوز IR ۱۲:۴۲ - ۱۴۰۵/۰۳/۱۲
    0 0
    از علل و دلایل مهمی که باعث شد اسراییل چنین ضرباتی وارد کنه دقیقا همین دست کم گرفتن تواناییهاش بود. الان همین نزدیکی اسراییل باسومالی لند، ظرفیت بسیاربزرگی برای اسراییل ایجادمیکنه و موقعیت یمن را بعنوان اهرم خیلی قدرتمندی از جهت ژیوپولتیک و بازدارندگی را بشدت محدود خواهدکرد. بجای انکاراین واقعیت باید بدنبال راهی برای نفوذ عمیق در سومالی لندپیدا کرد...
  • IR ۱۳:۱۲ - ۱۴۰۵/۰۳/۱۲
    1 0
    ایران باید روابط خود با سومالی را گسترش دهد و به آنها سلاح و تجهیزات بفروشد تا ارتش سومالی بتواند مناطق جدا شده رو تصرف کند و آنوقت اسراییل هم از آنجا اخراج خواهد شد

این مطالب را از دست ندهید....

فیلم برگزیده

برگزیده ورزشی

برگزیده عکس